۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

پیر پسر

آنقدر موضوعی که می خواهم زیر نامش بنویسم کلیشه است که خود به خود نویسنده را متوهم می کند شاید در ورطه ی کلیشه نگاری افتاده باشد به هر حال اگر این گونه است ، مرا ببخشید

تاختن به پایگاه هایی از قبیل سنت و مدرنیته اتفاق جدیدی نیست ، اما اگر تعریفمان را از این واژگان تغییر دهیم ، آنگاه با تاختنمان عمل متهورانه ای را انجام داده ایم ، آن وقت به تاریکخانه هایی تاخته ایم که میان این تعاریف دهن پرکن مخفی شده بودند و تا کنون از نقد مصون بوده اند

داشتم فکر می کردم چه شد که در دهه های گذشته و در کشاکش مبارزات اجتماعی ِ ،بالاخره همجنس گرایان موفق شدند نامشان را به عنوان "دگرباش" تثبیت کنند و خود را از لیست "بیماری" های کتب پزشکی حذف کنند؟
نگاهی به تاریخ مبارزات همجنس گرایان ، حداقل برای من درسی بزرگ را به همراه داشت ، این که برای "پیروزی" ، نقد کردن ِ تنها "سنت" کفایت نمی کند ، همه چیز و همه کس باید به چالش کشیده شود ، باید پوست از سر ِهر نظریه و تفکری کند ، سنت و مدرنیسم را باید تا حد ِ سلاخی شدن ، به نقد کشید ، همجنس گرایان به ما آموختند که اصولا هیچ مدینه ی فاضله ای نباید وجود داشته باشد ، همه ی واژگان زیبا و دهن پرکن ، در بهترین حالت فقط می توانند "وسیله" باشند ، اگر مجبور باشیم "هدفی" را انتخاب کنیم ، فقط "بهتر از پیش بودن" شایستگی آن را دارد که به "هدف"مان بدل گردد ، برای "بهتر از پیش بودن" باید "گذشته" را به نقد کشید و هیچ گاه نباید فراموش کرد که "گذشته" یعنی همان لحظه ای که کلمه ی پیشین را خواندید ، یعنی اندکی پیش از "حالا". گذشته یعنی زمانی که این یادداشت نوشته شده ، گذشته یعنی هرآنچه من و شما تا کنون یاد گرفته ایم و گاها به آن مومنیم
این گونه است که "بدیهیات" ِ امروز همان "خزعبلات خنده آور" فردایند ! این گونه می شود که مفاهیم دموکراسی و دیکتاتوری ، صلح و جنگ ، سنت و مدرنیسم ، سیال می شوند و غیر قابل اتکا ، اینگونه می شود که صدای نقص فنی ِ ماشین ساده و بدوی ِ "تمدن" مان در گوشمان می پیچد و یادمان می اندازد که میان بلندی های بی شمار ِ پیش ِ رو ، ما هنوز به اولین "بلندی" هم نرسیده ایم که با نگاه به منظره ی روبه رو ، "دومین" بلندی را مدینه ی فاضله ی مان قرار دهیم.
و این گونه می شود که من تنها در یک چیز یقین می کنم ، و آن این که عادت کنم در ابتدای هر جمله ای که از دهانم صادر می شود یک "تصور می کنم" سنجاق کنم ، حتی در جواب کسی که نام پدرم را می پرسد !



قصد سخنرانی نداشتم ، اما به نظرم حرافی ِ بالا برای معرفی فیلمی که تصویرش را می بینید لازم بود ، این فیلم از بسیاری جهات حیرت مخاطب را بر می انگیزد ،
نخست: این که این فیلم محصول "آسیا"ست اما در میان دویست و پنجاه فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفته که در نوع خود یک اتفاق به شمار می رود ، چراکه معدودند فیلم های آسیایی اما چنین معتبر ،
دوم: این که این فیلم محصول کشور "کره ی جنوبی " است ، یعنی کشوری که اصولا دستی در صنعت سینما ندارد ، یعنی همان کشوری که مارا یاد ِ "افسانه ی جومونگ" می اندازد تا چشممان را باریک کنیم و از همان ابتدا در مواجهه با فیلم موضع بگیریم.

سوم : این فیلم به مقوله ی پرداخته که حتی تخیل اش هم برای هرکدام از ما به کابوسی می ماند ، به مدلی از رابطه که از ابتدای تاریخ و میان همه ی تفکرها ، منفور و غیر قابل پذیرش بوده

و چهارم: این فیلم ِ ساختار شکن ، در اوج شهامت ، در کشوری ساخته شده که اکثریتی "مذهبی" دارد ، در کشوری که دین رسمی اش مسیحیت است و مردم اش در دسته های چند صد هزار نفری برای گوش دادن به موعظه ی کشیش ها ، در میادین شهر به گوش می ایستند

فیلم به لحاظ سینمایی شسته و رفته است ، فرم خوبی دارد و به لحاظ محتوایی حیرت انگیز است ، به نظرم بازی ها اکثرا خوبند ، زبان فیلم "کره" ایست اما هم زیرنویس فارسی اش قابل دست رس است و هم زیرنویس انگلیسی اش ، برای کسانی که دست رسی دارند خرید نسخه ی "اصلی" اش توصیه می شود




مشخصات:
OLD BOY
نام: "پير پسر" سال توليد: 2003 محصول كره ي جنوبي

كارگردان: Chan Wook Park بازيگران:‍‍Choi, Ji tae yu, Hye Jeong kang Min Sik

این فیلم برنده ی "هفده" جایزه ی بین المللی ، از جمله جایزه ی نخل طلایی فستیوال "کن" است
تصور می کنم تماشای این فیلم برای هیچ کس وقت تلف کردن نیست



اضافه
اطلاعات مربوط به فیلم را از اینجا پی گیری کنید
کسانی که از تورنت دانلود سر در می آورند می توانند فیلم را از اینجا دانلود کنند
زیرنویس فارسی این فیلم برای نسخه ی "دایو ایکس" را از اینجا دانلود کنید

۲ نظر:

  1. آرش قربوووون اون قلم قشنگت برم. من که وقتی می خوام تند بنویسم قشنگ تو جوبی مینویسم. خیلی قشنگ توضیح داده بودی. از اونجایی که من تورنت مورنت حالیم نیست رفتم فیلم رو توی این سایته پیدا کردم:

    http://www.movies-links.tv/movies/oldboy/

    امشب دارم میرم مهمونی ولی فردا شش و نیم بعد از ظهر میشینم تو قطار که برم آلمان یه سه روز پیش پیام. دانلودش می کنم و تو قطار میبینم.

    یعنی اگه من یکم فیلم حالیم شده از قبل تو یکیه ها بخدا. اعتراف می کنم همینجا.

    پاسخ دادنحذف
  2. وای آرش عجب فیلمی بود... خیلی عجیب بود... خیلی. من تا حالا فیلم کره ای ندیده بودم. هنرپیشه نقش "او ده سو" عااااالی بازی می کرد واقعا.

    به قول تو عجب موضوع ناب و به دور از ذهنی. ما اصلا تو تخیلمون هم جرئت نمی کنیم بهش بپردازیم، چه برسه که بخوایم تصویریش کنیم. آفرین به این جسارت.

    البته صحنه های خشنش به نظر من خیلی بود. یعنی منی که می گم حالم از هیچی به هم نمی خوره واقعا یه جاهایی رو نمیتونستم نگاه کنم.

    در ضمن رفتم خوندم و فهمیدم که این فیلم قسمت دوم از یه تریلوژیه بهه نام "خونخواهی".

    مرسی واقعا که اینو معرفی کردی. ببین خوبیه وبلاگ اینه ها. وگرنه من صد سال سیاه کره مره حالیم نبود که. خیلی خوشم اومد. خیلی.

    پاسخ دادنحذف