پریشب رفته بودم منزل یکی از دوستان در منطقه خیلی زیبایی در کنار دریا که 2 ساعت رانندگی با منزل من فاصله داشت. وسط های روز خانم خونه، که خودش یک زن بسیار پر انرژی و جالبیست پیشنهاد کرد که اسلایدهایی را که از سفرش به هائیتی قبل و پس از زلزله گرفته بود را برای ما به نمایش بگذارد. تماشای اسلایدها که روی صفحه بزرگ تلویزیون انجام می شد، تقریبا" به مدت یکساعت طول کشید. تمام این مدت من میخکوب به صفحه تلویزیون ذل زده بودم. هر اسلایدی را که میدیدم با سرعت نور چند هزار فکر و تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری در مغزم رخ می داد. قبل از وقوع زلزله: فقر بیداد می کنه. بچه ها عین کرم توی خاک می لولند. تمام بدن اکثر آدم ها از کثافت و نبود بهداشت مملو از زخم هایی مثل تبخال. کفش در سطح شهر معنی و مفهومی ندارد. پاها همه تاول زده. اکثر بچه ها به یکسری اسکلت که رویش پوست کشیده باشند با شکم های ورم کرده می مانستند. بعد از زلزله: صدها انسان با صورت متلاشی شده که روی تل خاک دراز به دراز شده اند. انسانهایی که پاهایشان قطع شده. دست ندارند. چشمها همه وحشت زده........ اینجاست که این سئوال به ذهن آدم میرسه که کلمه "عدالت" اختراع کدام آدم مالیخولیایی بوده است؟
اما با دیدن صحنه هایی یک کلمه دیگر خیلی بیشتر برام معنی پیدا کرد آنهم کلمه "انسانیت" بود. چون دیدم یک عده ای زن و مرد، جوان 20 ساله تا افراد مسن تر، هنوز 24 ساعت از وقوع زلزله نگذشته خودشان را بعنوان گروه داوطلب به محل رسانده بودند و بدون هیچگونه چشمداشتی، با چه عشق و تلاش بی وقفه ای توی خون و چرک مشغول مداوا بودند. از فرط خستگی زبانشان آویزان بود. مژه هایشان خاک گرفته و با حداقل وسائل، حداکثر تلاششان را برای نجات جان انسان هایی که نه می شناختند و نه رنگ پوستشان یکی بود بکار می گرفتند . فردای آنروز بطور اتفاقی چند دقیقه ای برنامه اسکار را دیدم. یکدفعه مشمئز شدم. و گیج شدم. فرق از کجا تا کجا!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
ژولیت جان ، مقوله ی ذهنتان را درگیر کرده که دغدغه ی کارل مارکس بود.
پاسخ دادنحذفهمه ی حرف اینجاست که دولت های ثروتمند در بدترین موقع یادشان می افتد که به کشورهای فقیر کمک کنند، یا بهتر بگوییم نمایش کمک رسانی را اجرا کنند. حقیقت این است که همه ی این کمک های مالی و فرستادن اجناس مورد نیاز اگر قبل از زلزله اتفاق می افتد اینک تلفات ، این قدر زیاد نبود ، آن موقع آنها پول داشتند که خانه های مستحکم تری بسازند و یا خانه ی درب و داغانشان را مرمت کنند تا با چنین زمین لرزه ای چنین تلفاتی به بار نیاید ... می شد همه ی این امداد رسانی ها را وقتی که آنها کفش نداشتند ، غذا نداشتند به آنجا گسیل کرد ، حقیقت این است که بعد از اتفاقات اینچنینی مثل زلزله ، هر اقدامی "دیر" است ...